یکشنبه ٢٥ بهمن ،۱۳۸۸
ولنتاین
ولنتاین بر تمام عاشقان مبارک باد
¤ نوشته شده
در ساعت ۸:٤٧ ب.ظ توسط علي رضا لينک


ماه نقره ای |
![]()
![]()
یکشنبه ٢٥ بهمن ،۱۳۸۸
ولنتاین
ولنتاین بر تمام عاشقان مبارک باد
¤ نوشته شده
در ساعت ۸:٤٧ ب.ظ توسط علي رضا لينک

دوشنبه ٢ شهریور ،۱۳۸۸
شقایق
تا شقایق هست زندگی باید کرد پس نفس میکشم به امید تنها نفسم
به اندازه تمام دم و بازدم های هستی ام دوستت دارم

¤ نوشته شده
در ساعت ٤:٠٢ ب.ظ توسط علي رضا لينک
دوشنبه ٦ اسفند ،۱۳۸٦
تنها
هچکی نمی فهمه چه حالی دارم*** چه دنیایه رو به زوالی دارم ***مجنونمو دل زده از لیلیآ***خیلی دلم گرفته از خیلی آ*** نمونده از جوونیام نشونی ***پیر شدم پیره تو ای جوونی
¤ نوشته شده
در ساعت ٧:٥٢ ب.ظ توسط علي رضا لينک
یکشنبه ٤ آذر ،۱۳۸٦
عشـــــــــــــق
آنهایی که بدون عشـــــق زندگی می کنند از نعمت امید بی بهره اند اما به که و به چه باید عشق ورزید؟؟؟به طاق آسمان نوشته است:دنیا بهشت است برای آنکه محبوبش زیباست عشقی که همچون ماه نقره ای در آسمان میدرخشد.
¤ نوشته شده
در ساعت ٧:۱٢ ب.ظ توسط علي رضا لينک
چهارشنبه ٢٥ بهمن ،۱۳۸٥
ولنتاين مبارك
تقديم به كسي كه: چشمان زيبايش پر از رازهاي ناگفته است لبهاي قشنگش كه بر آن مهر سكوت زده است روزي به حرف آيد وجودش همچون جزيره اي اسرار آميز براي من پر از رمز و راز است آنقدر دردرياي وجودش پارو ميزنم تا به جزيره ي قلبش كه در آن حصارهاي تنهايي كشيده است برسم. ولنتاين مبارك
¤ نوشته شده
در ساعت ٩:۳۸ ب.ظ توسط علي رضا لينک
دوشنبه ٢ بهمن ،۱۳۸٥
ماه تـــــــنها
ای مه مشو تو غره*****برروی همچو ماهت*****روزی رسدکه بینم*****آن نغمه های آهت*****روزی که یک ستاره*****همراه تو نباشد*****خود باشی و صدایی***** جزآه تو نباشد*****آن دم مرا تو بیـــنـــی*****همراه مه جبینی*****اونه در آسمان است*****باشد مه زمینی*****من میروم ولیکن*****در یاد خود نگــــه دار***** تو خود مرا براندی*****رفتم خدا نگـــــــهدار*****
¤ نوشته شده
در ساعت ٦:۳٠ ب.ظ توسط علي رضا لينک
پنجشنبه ۳٠ آذر ،۱۳۸٥
شب يلدا
اکنون بامداد شب یلدا تو را بیادم می آورد،چون واژهای گم شده در دل سنگ ،غروب تو را میبینم،که ازپشت قله های بلند عشق تابیدی،تو ای ماه نقره ای ام که این شب یلدایی را چون روز روشن کردی،تو را ای شهسوار نور، تو را ای روشنگر جهان ،آخر تو را خواهم دید. یلدا بر همگی مبارک
¤ نوشته شده
در ساعت ۱۱:٠٧ ق.ظ توسط علي رضا لينک
سهشنبه ٧ آذر ،۱۳۸٥
رويای قشنگ
توی رویاهای دورم عکس تو از دور میدیدم تو قاب قشنگ رویام روی موهات دست کشدم چه روزهای خوبی داشتم وقتی تو بودی تو رویام چه شبهای خوشی داشتم پر بود از امید فردام کاش میموندی تو همون قاب توی اون قاب تو قشنگی تقصیر خود خودم بود من نفهمیدم دو رنگی کاش می شد تو رو نبینم کاش میشد تنها بمونم کاش نبودی یا میرفتی کاش می فهمیدم تو مردی ماه نقره ای تو اون قاب اینطوری دیگه اسیر نیست راست می گفتن اون قدیما خود کرده را تدبیر نیست
¤ نوشته شده
در ساعت ٦:٢۳ ب.ظ توسط علي رضا لينک
شنبه ٢٧ آبان ،۱۳۸٥
بت زيبا
پرده زرخ بر کشان روی به ما ده نـشان، روی چو مه وار خود ای بت شهلای ما ، آفت آن روی تو آن خم گیسوی تو ، برده ز دل تاب و تب آفت دلهای ما ، دیده و دل هر دو از روشنیت زنده است ، دیده و دل باز کن ای مه فتان ما ، ساز مرا ساز کن با دل من ناز کن ، راز دل و باز کن ای گل مینای ما ، بهر تو من زنده ام چون مه تابنده ام ، روشنم از روی تو ای بت زیبای ما
¤ نوشته شده
در ساعت ۸:۱۳ ب.ظ توسط علي رضا لينک
سهشنبه ۱٦ آبان ،۱۳۸٥
نامه ای سرگردان
داغی است بر دلم ازعشقت راه بی پایان تاریک وپرپیچ چون کلافی سردرگم تاریک تر ازچشمان تــــو موج بر ساحل ميـــــکوبـــد سنگین و خــــــروشان مهتاب درلابلای ابرهامیپیچد ابرهای سیاه چون گیسوان مواج تو من بـــارورم بــــــــارورازعـــــــشق تو من عــــــــاشقم عاشقـــــــي بی نشان من نـــــــامه ام نـــــــــــامه ای سر گردان در اعماق قلب تـــــــــــو
¤ نوشته شده
در ساعت ۱٢:۳٥ ب.ظ توسط علي رضا لينک